برچسب:
نویسنده: پویا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پویا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پویا زارعینیا
از خواب می پرم. ته گلویم خشک شده. یادم می آید که این همه منتظر نشسته بودم و اینجا خوابم برد. پنجره باز مانده و این باد ِ سرد ِ غروب وادارم می کند که از جا بلند شوم. دو تا پسر شش و هفت ساله کنار دیو
برچسب:
نویسنده: پویا زارعینیا
_شما بچه شهری ها به این خونه ها عادت ندارید.
عزیز در حال ریختن چای ِ توی استکان چپ چپ نگاهش می کند. رو می کند به من و می گوید شاید یه صدایی بیاد از خانه ی کناری یا دعوای گربه ها.. اصلا برای چه آمده
برچسب:
نویسنده: پویا زارعینیا
داشتم برایش می گفتم این همه بی توجهی از تو بعید نیست؟ اصلا انگار که از اول من برایت وجود نداشته ام. هر چه صدایت می زنم جوابم را نمی دهی. نگاه هایت دیگر مثل گذشته نیست. چشم هایت از من چیزی طلبکارند.
برچسب:
نویسنده: پویا زارعینیا
یک روز گفته بودی که آخر همین عکس ها جان ِ مرا ...! بارها گفته بودی که منطقی نیست یکی مثل من آلبومی پر از عکس داشته باشد. پرسیده بودم چرا؟ خوب می دانستم و پرسیدم. می دانستی من هر بار با هر کدام از
برچسب:
نویسنده: پویا زارعینیا
زیر باران حسابی خیس شده ام. تا خودم را برسانم پشت در ورودی چند تایی عطسه کرده ام. حوصله ی شلوغی را ندارم. آن هم این شلوغی. همه مهربان شده اند. یکی یک لیوان چای داغ می گذارد کنارم. این لبخندهای مسخر
برچسب:
نویسنده: پویا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پویا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پویا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پویا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پویا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پویا زارعینیا
اين همه مدت دفتر نوشته هايم را دنبال خودم مي کشيدم و اصلا به روي خودم نمي آوردم که خيلي وقت است حتا نگاهش هم نکرده ام. بعد از مدت ها دلم خواست که آهنگ وبلاگم را بشنوم. يک حسي توي دلم فرو ريخت ... دستانم روي صفحه کليد لغزيد ... دوباره شروع کردم به نوشتن ... مي نويسم. .. دوباره مي نويسم. همين.
برچسب: 270 to win,270 area code,270 rifle,270 winchester,270 wsm,270 vs 308,270 park avenue,270 strategies,2700,270 ammo,
نویسنده: پویا زارعینیا